درد دلهایم با بی بی
اما کنار تو گریه مرسوم است.
مگر می شود کنار توبود و
شکسته نبود ...
مرکز خلخال با فرا رسیدن ایام سوگواری بهانه ی آفرینش ، فخرالنساءعالم و یگانه مروارید گرانبهای حضرت محمد (ص) ، اقدام به برپایی برنامه ای ادبی با عنوان ( درد دلهایم با بی بی ) نمود.این برنامه که با هدف برانگیختن عواطف و احساسات پاک و زلال اعضا نسبت به معصومین (ع) و ارج نهادن به مقام والای حضرت ام ابیها در قالب کلمات و جملات زیبا و سرشار از احساس بود، برگزارنمود.
در این برنامه بچه ها حرفها ، آرزوها ، دعاها و درد دلهایشان را در قالب نامه ای برای حضرت زهرا (س) به رشته ی تحریر در آوردند و دقایقی با بانوی دوعالم درد دل کرده و به زیارت ایشان رفتند.
یک نمونه از آثار اعضا
نامه ای به حضرت فاطمه (س)
ای بانوی دو عالم ، ای ام ابیها یا زهرا (س) من از اینکه افتخار نامه نگاری به شما را پیدا کرده ام بی نهایت خوشحالم و از شادی در پوست خود نمی گنجم آرزو دارم روزی بتوانم قدم بر خاک پاک مدینه نهاده و چشمهایم را به بقیع بدوزم و از غبار آنجا سرمه ای بر چشمان نابینای خود بکشم . یا زهرا (س) کاش می توانستم آنجا شما را بیایم و سر بر آستان مقدمت نهاده و تا می توانم بگریم ، آنچنان که از خود بی هوش شده و در زیر مقدم گرانقدرتان جان بسپارم . تنها تمنای دلم این است که در روز محشر شفیعم باشی . آمین

شهید نوجوان سید سجاد حسینی در سال 1350 شمسی دوم مرداد در روستای دیز بخش امام رود خلخال متولد شد.اصل و نصب این خاندادن سادات نسل به نسل به امام کاظم (ع) می رساند.شهید نوجوان سید سجاد حسینی بعد از کسب اجازه از حوزه علمیه به پذیرش بسیج رفته و با رضایت قلبی پدر و مادر و به عشق امام حسین (ع) از خلخال به جبهه اعزام و بعد از آموزش نظامی به منطقه اعزام شده . آخرین ملاقات شهید نوجوان با پدر و مادر محترمشان در پادگان شهید پیرزاده بوده است.